تبلیغات
پاتوق بچه های باحاااااااااااال - خر ما از کرگی دم نداشت !!!!
پاتوق بچه های باحاااااااااااال
خر ما از کرگی دم نداشت !!!!

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده.
مساعدت را ( برای کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ).
دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”
مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت.
خود را به خانه ایی درافکند.
زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت ( حامله بود ).
از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت ( سِقط کرد ).
خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نیز با صاحب خر هم آواز شد.

مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به کوچه ایی فروجست که در آن طبیبی خانه داشت.
جوانی پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در جای بمُرد.
پدر مُرده نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست !

مَرد، هم چنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند.
پاره چوبی در چشم یهودی رفت و کورش کرد.
او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست !

مردگریزان، به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ” دخیلم! “.
قاضی در آن ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود.
چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون خواند .

نخست از یهودی پرسید .
گفت : این مسلمان یک چشم مرا نابینا کرده است. قصاص طلب می کنم .
قاضی گفت : دَیتِ مسلمان بر یهودی نیمه بیش نیست.
باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا کند تا بتوان از او یک چشم برکند !
و چون یهودی سود خود را در انصراف از شکایت دید، به پنجاه دینار جریمه محکومش کرد !

جوانِ پدر مرده را پیش خواند .
گفت : این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاکش کرده است.
به طلب قصاص او آمده ام.
قاضی گفت : پدرت بیمار بوده است، و ارزش حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است.
حکم عادلانه این است که پدر او را زیر همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرود آیی، چنان که یک نیمه جانش را بستانی !
و جوانک را نیز که صلاح در گذشت دیده بود، به تأدیه سی دینار جریمه شکایت بی مورد محکوم کرد !

چون نوبت به شوی آن زن رسید که از وحشت بار افکنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامی جایز است که راهِ جبران مافات بسته باشد.
حالی می توان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج ) این مرد کرد تا کودکِ از دست رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش !
مردک فغان برآورد و با قاضی جدال می کرد، که ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دوید .

قاضی آواز داد : هی ! بایست که اکنون نوبت توست !
صاحب خر هم چنان که می دوید فریاد کرد :مرا شکایتی نیست.
محکم کاری را، به آوردن مردانی می روم که شهادت دهند خر مرا از کره گی دُم نبوده است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : آق ناصر وحاج علی
شنبه 18 شهریور 1396 04:25 ق.ظ
Hello there, I found your website by the use of Google whilst
searching for a comparable subject, your site got here up, it seems
to be great. I've bookmarked it in my google
bookmarks.
Hello there, just changed into aware of your blog via Google, and found that it's really informative.

I'm gonna be careful for brussels. I'll appreciate should
you proceed this in future. Many other people will probably be benefited from your writing.

Cheers!
جمعه 6 مرداد 1396 05:25 ب.ظ
Hey great blog! Does running a blog such as this take a large amount of work?
I have very little understanding of programming however I had been hoping to
start my own blog soon. Anyhow, if you have any ideas or techniques for new blog owners please share.
I understand this is off topic however I simply needed to ask.
Many thanks!
شنبه 31 تیر 1396 06:31 ق.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this post
was great. I don't know who you are but definitely
you're going to a famous blogger if you are not
already ;) Cheers!
چهارشنبه 14 تیر 1396 05:57 ب.ظ
Hi my friend! I wish to say that this post is awesome, great written and include approximately all vital infos.
I'd like to look more posts like this.
یکشنبه 11 تیر 1396 05:54 ب.ظ
Thanks for a marvelous posting! I really enjoyed reading it, you might be
a great author. I will always bookmark your blog
and definitely will come back later on. I want to encourage that you
continue your great job, have a nice holiday weekend!
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:55 ب.ظ
My programmer is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs.

But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on numerous websites
for about a year and am nervous about switching to another platform.
I have heard good things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress posts into it?
Any help would be really appreciated!
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:16 ب.ظ
Quality articles is the important to be a focus for the people to pay a quick
visit the website, that's what this web site is providing.
جمعه 29 اردیبهشت 1396 05:31 ق.ظ
Hi there i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this paragraph
i thought i could also create comment due to this brilliant article.
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:21 ب.ظ
Hurrah! Finally I got a webpage from where I can really
get useful facts regarding my study and knowledge.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 08:30 ق.ظ
Hello, its good post about media print, we all be familiar with media is a fantastic source of facts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام امیدوارم که حال بازدید کننده گان عزیزی که از وبلاگ بازدید می کنند خوب باشه.شرمنده که من یه چند ماه نتونستم بیام وبلاگ رو بروزکنم ازامروز سعی میکنم وبلاگم هروز به روز بشه من برای بهتر شدن وبلاگ کمک کنین باتشکر.

مدیر وبلاگ : آق ناصر وحاج علی
نظرسنجی
وبلاگم چطوربود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
فال روزانه
آمارگیر حرفه ای سایت

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

ابزار پرش به بالا

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل کد پیغام خوش آمدگویی

/script
Susa Web Tools
SusaWebTools
SusaWebTools
گروه مترجمین ایران زمین
function clickIE() {if (document.all) {(message);return false;}} function clickNS(e) {if (document.layers||(document.getElementById